اجتماع در بهارستان
امروز چهارشنبه سوم تیر ماه حکومت نظامی اعلام نشده و اشغال کامل شهر تهران توسط ارازل و اوباش بسیجی و نیرو های نظامی سپاه پاسداران همچنان ادامه داشت. بیش از چندین هزار نیروهای مسلح و پلیس ضد شورش در خیابانها و میادین اصلی شهر مستقر شده اند. با بدبینی و ظن و گمان به همه مردم و عابرین می نگرند. اگر نگاهشان در نگاه عابری مکث کند فورا و دسته جمعی با باطوم و چماق بطرف عابر پیاده و بیگناه حمله ور می شوند.
در فلکه دوم آریا شهر، ستار خان، میدان توحید٬ میدان هفت تیر، میدان انقلاب و میدان ولیعصر٬ در خیابانهای انقلاب و آزادی٬ در خیابان جمهوری تا میدان بهارستان٬ هزاران پلیس ضد شورش نیروهای مزدور انتظامی و پاسداران مسلح در سر چهار راهها و میادین و خیابانها ایستاده اند. گله های 100 تا 200 نفره پاسداران موتورسیکلت سوار و بسیجی در حالیکه به انواع سلاحهای گرم و سرد٬ بیسم و انواع تجهیزات مسلح اند٬ خیابانهای شهر را هدف تاخت و تاز خود قرارداده اند. با قیافه های خشن و عبوس در مسیرهایی که فقط ویژه تردد اتوبوس است، در مسیرهای مخصوص طرح ترافیک، در پیاده روها، در کوچه پس کوچه ها٬ در هرجایی که نشانی از انسان است با گستاخی و وحشیگری مانور میدهند.
مامورین انتظامی و پلیس ضد شورش بر روی پلهای بزرگ عابر پیاده ایستاده اند و از بسیاری از مردم کارت شناسائی میخواهند و کیفها و ساکهای مردم و بخصوص جوانان را با بی ادبی مورد تجسس قرار می دهند. در دهانه های ورودی و خروجی متروها دهها پلیس ضد شورش آماده برای سرکوب ایستاده اند. امروز عصر در تمام نقاط محوطه میدان آزادی به فاصله چند متر به چند متر نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ها مستقر شده اند و هم اکنون که ساعت 11 شب است همچنان حضور دارند. از قرار باید بطور شبانه روزی مستقر باشند.
هم اکنون ساعت 11 شب ابتدای خیابان جناح به سمت فلکه 2 آریاشهر توسط صدها نفر از پاسداران و بسیجی های مسلح و اوباش چماق به دست بسته شده است. ترافیک بسیار سنگینی است و ارازل و اوباش و لباس شخصی ها به تفتیش خودروها و سرنشینان آنها مشغولند. به دنبال قراری که از روز قبل توسط مردم تعیين شده بود و علیرغم همه کنترلهای پلیسی امروز ساعت 5 عصر دهها هزار نفر از جوانان و مردم معترض که خواهان سرنگونی حکومت جانیان و اوباش اسلامی هستند در میدان بهارستان پشت مجلس دست به تجمع اعتراضی زدند و عليه حکومت شعار دادند. بیش از 1000 نفر از انواع پاسداران و مزدوران ضد شورش به پرتاب گاز اشک آور، تیراندازی و ضرب و شتم مردم پرداختند. زن میانسالی که به همراه همسرش روی سکوی ايستگاه اتوبوس نشسته و با موبایل صحبت می کرد٬ هدف حمله بیرحمانه اوباش چماق بدست قرار گرفت. آنقدر با چماق و باطوم به سر و رویش کوفتند تا غرق خون و له شده نقش زمین شد. بیرحمانه بسوی مردم آتش گشودند. دقیقا معلوم نیست اما ظاهرا بیش از 7 نفر از مردم و جوانان در درگیریهای امروز عصر بهارستان کشته شدند. همزمان با در گیریهای میدان بهارستان، امروز عصر بخشهایی از خیابان جمهوری، چهار راه استانبول، اطراف ساختمان پلاسکو و میدان فردوسی شاهد تجمعات چندین هزار نفری مردم معترض و تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور و در گیری بوده است. در تظاهرات امروز عصر بهارستان شعار مرگ بر دیکتاتور مشهود بود.
امشب در ساعت 10 شب در اکثر مناطق تهران بخصوص کوی دانشگاه، بلوار کشاورز، میدان و خیابان انقلاب و آزادی در حالیکه گله های دهها نفری ضد شورش خسته از کار و کسب مزدوری روزانه در کنار خیابانها و پیاده روها نشسته و بر باطوم ها و چماقهایشان تکیه کرده بودند٬ مردم معترض در پشت بامها شعار مرگ بر دیکتاتور و الله و اکبر میدادند. لازم به یاد آوریست همه اینها فقط گوشه هایی از اعتراضا ت مردمی علیه حکومت اوباش اسلامی سرمایه داران بوده است.
مردم!
شعار الله و اکبر و سمبلهاى اسلامى را دور بريزيد. هر جنايتى در آن جامعه با همين شعار صورت گرفته است. اين شعار ربطى به خواست هاى آزاديخواهانه و نفرت عميق شما از ارتجاع اسلامى ندارد. عليه کل حکومت و بانيان سه دهه جنايت و فقر و اختناق و آپارتايد شعار دهيد. عليه جمهورى اسلامى شعار دهيد. يک ذره سازش با رژيم اسلامى را نپذيريد. اين رژيم را بايد سرنگون کرد. متشکل شويد. شوراهايتان را در مراکز کار و محل زندگى برپا کنيد. با اعمال اراده توده اى عملا قدرت را از دست جانيان و سرکوبگران رژيم اسلامى بيرون بياوريد.
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر سرمايه دارى
آزادی، برابری، حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٣ تير ١٣٨٨ – ٢۴ ژوئن ٢٠٠٩
اخبار ديشب و امروز تهران
دیشب تجمعات چند هزار نفری مردم در خیابانهای ستارخان، فلکه دوم آریاشهر، میدان رسالت، میدان توحید، خیابان مجیدیه و... درگیری مردم با نیروهای سرکوبگر و تیراندازی همچنان ادامه داشت. مردم در اعتراضات خودشان در بيشتر اين مناطق به مراکز دولتى حمله کردند و شیشه های بانکها را شکستند. در تظاهرات دیروز در خیابان حبیب اله چندین موتورسیکلت و یک دستگاه خودرو حامل اوباش ضد شورش توسط مردم به آتش کشیده شد. همچنین کیوسک نیروی انتظامی در نبش خیابان حبیب الهی توسط مردم به آتش کشیده شد.
دیروز اتوبان چمران و مناطق یادگار بشدت صحنه درگیری مردم با پلیس ضد شورش و صحنه تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور بود. در خیابان آزادی و یادگار امام بر اثر تیراندازی نیروهای سرکوب تعدادی از مردم و جوانان کشته شدند. در چند روز گذشته بر اثر تیراندازی به مردم دهها نفر کشته شده اند. اما بدلیل سرکوب و سانسور هیچگونه آمار دقیقی در دست نیست. بنا به دستور حکومت جانیان اسلامی بسیاری از مراکز درمانی از پذیرش مجروهان تظاهرات خیابانی خودداری میکنند. اداره بیمه اعلام نموده هزینه های بیمه شدگانی را که در تظاهرات ها و بر اثر تیراندازی مجروح و زخمی شده اند تقبل نخواهد کرد! خیابان سرسبیل دیشب صحنه درگیری شدید مردم و اوباش ضد شورش بوده است. منطقه یافت آباد و چهار راه فلاح نیز دیشب صحنه درگیری شدید مردم با مزدوران سرکوبگر و تیراندازی و گاز اشک آور بوده است. بنا به اخباری در این منطقه بر اثر تیراندازی مزدوران تعدادی از مردم کشته شده اند.
امروز بعدازظهر ساعت 3 عصر خیابان تخت طاوس بتدریج شاهد تجمعات اعتراضی مردم بود. امروز بعدازظهر میدان آزادی، خیابان آزادی، میدان انقلاب تا میدان فردوسی٬ و همچنین چهار راه ولیعصر و خیابانهای اطراف توسط هزاران نفر از مزدوران پلیس ضد شورش با موتور سیکلت هایشان و لباس شخصی ها قرق شده بود. امروز بعدازظهر و همچنین هر روز عصر بر فراز میدان آزادی، خیابان آزادی، میدان انقلاب و خیابان ولیعصر و... چندین فروند هلی کوپتر اوباش اسلامی برای کنترل و شناسایی مراکز تجمع مردمی و گسیل نیرو به آن مراکز مرتبا جولان میزنند. دیروز عصر کیوسک نیروی انتظامی در میدان توحید توسط مردم و جوانان معترض به آتش کشیده شد. از چهره هاى اوباش و پلیس ضد شورش پیداست که با گذشت هر روز خسته تر و بی انگیزه تر میشوند. ترس و اضطراب و ابهام در چهرهایشان موج میزند. تا این لحظه با وجود همه سرکوبها و سانسورها روحیه مردم بسیار بالاست. به گفته یکی از تظاهرات کنندگان این انفجار آتشفشان و عقده های 30 ساله یک مردم در بند است. در این روزها و بخصوص امروز کانالهای فارسی زبان ماهواره ای بخصوص صدای آمریکا و بی بی سی پارازیتی شده و در دسترس نیست. اینترنت در بسیار مواقع قطع و یا سرعت آنقدر پایین است که بسختی قابل دسترس می باشد.
هم اکنون ساعت 10 شب امروز ٣١ خرداد صدای هزاران نفر از مردم در پشت بامها بلند است. مردم شعار مرگ بر ديکتاتور ميدهند و بخشا متاسفانه هنوز شعار ارتجاعى الله و اکبر را تکرار ميکنند.
مردم!
شعار الله و اکبر و سمبلهاى اسلامى را دور بريزيد. هر جنايتى در آن جامعه با همين شعار صورت گرفته است. اين شعار ربطى به خواست هاى آزاديخواهانه و نفرت عميق شما از ارتجاع اسلامى ندارد. عليه کل حکومت و بانيان سه دهه جنايت و فقر و اختناق و آپارتايد شعار دهيد. عليه جمهورى اسلامى شعار دهيد. يک ذره سازش با رژيم اسلامى را نپذيريد. اين رژيم را بايد سرنگون کرد. متشکل شويد. شوراهايتان را در مراکز کار و محل زندگى برپا کنيد. با اعمال اراده توده اى عملا قدرت را از دست جانيان و سرکوبگران رژيم اسلامى بيرون بياوريد.
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر سرمايه دارى
آزادی، برابری، حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٣١ خرداد ١٣٨٨ – ٢١ ژوئن ٢٠٠٩
پخش علنی اطلاعیه های حزب در تظاهرات شبانه
جنت آباد و شهر زیبا تهران و محلات سنندج!
امروز شنبه سی ام خرداد ماه٬ مناطقی از شهر بپاخاسته تهران علیه جانیان اسلامی تحت پوشش تبلیغاتی یکی از تیمهای تبلیغی حزب اتحاد کمونیسم کارگری قرار گرفت.
در این اقدام تبلیغی مناطق جنت آباد، بلوار آیت اله کاشانی، بلوار تعاون، شهر زیبا و بسیاری از خیابانهای اصلی و فرعی تحت پوشش پخش صدها نسخه از اطلاعیه های حزب تحت عنوان "مردم هجوم رژیم را در هم شکنید" و "کارگر زندانی آزاد باید گردد" قرار گرفت. اطلاعیه های حزب بطور علنی در میان مردم معترض پخش می شد و استقبال بی نظیر مردم مردم تشنه آزادی و برابری برای دریافت اطلاعیه ها بسیار پر شور و دیدنی بود.
لازم به یاد آوریست طی روزهای گذشته منطقه جنت آباد شاهد تظاهرات شبانه و به آتش کشیدن خودرو سمند پلیس ضد شورش بوده است. همچنین در شب گذشته نیز درگیری مردم با پلیس ضد شورش تا پاسی از شب ادامه داشته است.
پخش پيام حزب در سنندج
بنا به گزارش ديگرى٬ امروز شنبه ٣٠ خرداد دويست برگ پيام حزب به مردم٬ توسط يک تيم تبليغاتى حزب در شهر سنندج توزيع شد. خيابان سيروس و محلات عباس آباد و فرجه و گلشن زير پوشش قرار گرفت.
حزب تلاش انقلابى رفقاى تيمهاى تبليغاتى را ارج ميگذارد و از اعضا و هواداران حزب در سراسر کشور ميخواهد بيانيه ها و اطلاعيه هاى حزب در روزهاى اخير را بطرق مختلف همه جا وسيعا توزيع کنيد. امروز کمونيستها بايد حرفشان همه جا باشد و خودشان در راس اعتراض راديکال مردم عليه کل حکومت اسلامى قرار گيرند. متشکل کنند و اعتراض توده اى را هدايت کنند. با ايجاد سازمانهاى اعمال اراده توده اى در کارخانجات و محلات٬ شوراها٬ نطفه هاى قدرت خود را شکل دهيم.
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر سرمايه دارى
آزادی، برابری، حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٣٠ خرداد ١٣٨٨ – ٢٠ ژوئن ٢٠٠٩
امروز جمعه برابر با دوازدهم ماه جون، روز برگزاری مضحکه انتخابات رژیم اسلامی بود. جمهوری اسلامی با تمام دستجات اش تلاش کرد تا با کشاندن مردم به پای صندوقهای رای برای حکومت ننگینشان مشروعیت بگیرند. در مقابل، طیف وسیعی از کمونيستها و آزادیخواهان و فعالین سیاسی علیه رژیم جنایتکار اسلامی تلاش کردند تا ماهیت ارتجاعى رژیم و کاندیداهایش را افشا کنند. امروز محل کنسولگری رژیم اسلامی صحنه تقابل این دو نیرو بود. از طرفی، عده ای با مشت های گره کرده و فریادهای مرگ بر جمهوری اسلامی و صحبت با مردم در خصوص جنایات رژیم سعی داشتند اين بنمايش را به شست بکشانند و در سمت دیگر، معدودی از مواجب بگیران رژیم قرار داشتند که با فحش و فرهنگ لمپنیشان از سه دهه جنایات رژیم حمایت کردند.
تعدادی از فعالین حزب اتحاد کمونیسم کارگری، همراه با دیگر نیروهای آزادیخواه در این تظاهرات شرکت کردند. این تظاهرات از ساعت 9 صبح آغاز شد. شرکت کنندگان در تظاهرات بارها و بارها از بلندگوی مراسم برای مردم حاضر سخنرانی کرند. نمایشگاه عکس از جنایات رژیم و سخنرانیها و شعارها نظر مردم را به خود جلب کرده بود و تعدادی نیز از رای دادن منصرف شدند.
حضور عطا الله مهاجرانی (وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی) و مزدورانی همچون مسعود بهنود در صف رای به جمهوری اسلامی، بر شدت افشاگریها افزود. تظاهر کنندگان خواستار محاکمه مهاجرانی به جرم جنایت علیه بشريت شدند و از مردم خواستند تا از صف این جنایتکاران جدا شوند. تعدادی از شرکت کنندگان با پرتاب کیسه های رنگ و تخم مرغ به ساختمان کنسولگری رژیم به این مضحکه انتخاباتی اعتراض کردند. بدنبال اين واکنش اعتراضى سه نفر از شرکت کنندگان توسط پلیس دستگیر شدند.
حزب اتحاد کمونیسم کارگری، تلاش انقلابی فعالین شرکت کننده در این آکسیون برای افشای جنایات رژیم را ارج مینهد و به آنها خسته نباشيد ميگويد. حیات ننگین جمهوری اسلامی رو به پایان است، نباید اجازه داد که اوباش اسلامی به هیچ بهانه ای بساطشان را پهن کنند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی، برابری٬ حکومت کارگرى
حزب اتحاد کمونیسم کارگری – واحد انگلستان
١٢ ژوئن ٢٠٠٩
عليه مضحکه "انتخابات"
جنایتکاران اسلامی بميدان بيائيم!
نمايش "انتخابات" رژيم اسلامی روز ١٢ ژوئن برگزار میشود. جمهورى اسلامى تلاش ميکند در داخل و خارج مردم را پای صندوق های "رای" بکشاند. انتخاب ما يکى از چهار کانديد جنايتکار نيست٬ انتخاب ما سرنگونى کل اين نظام است. عليه اين بساط متحدانه بميدان بيائيد. همراه با دوستان و خانواده تان در تظاهرات عليه جمهورى اسلامى در روز ١٢ ژوئن شرکت کنيد!
جمعه برابر با 12 جون
ساعت 09.00 تا 18.00
در مقابل کنسول گری رژیم اسلامی
آدرس The Iranian Consulate, 50 Kensington Court, London
نزدیک ترین ایستگاه قطار: "های استریت کنزینگتون"
مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی، برابری، حکومت کارگری
تشکیلات خارج از کشور حزب اتحاد کمونیسم کارگری (واحد انگلستان)
شماره تلفن های تماس:
سیروان قادری : 07765431276 توحید اقدامی : 075061993863
پخش اطلاعیه حزب
در مناطق پارک لاله و کوی دانشگاه تهران!
بنا به خبر دريافتى٬ روز دوشنبه ٢٨ اردیبهشت ماه برخی از مناطق تهران تحت پوشش یکی از تیمهای تبلیغاتی حزب اتحاد کمونیسم کار گری قرار گرفت. در این اقدام تبلیغی صدها نسخه از اطلاعیه حزب تحت عنوان "کارگر زندانی آزاد باید گردد!" در مناطق خیابان کارگر شمالی و کوی دانشگاه شامل محلات و خیابانهای فرعی و اصلی اطراف، دانشگاه فنی، ضلع جنوبی دانشگاه تربیت مدرس، پارک لاله و محله های اطراف، بلوار کشاورز، خیابان 16 آذر و دانشگاه تهران، محوطه پارکینگ اختصاصی دانشگاه تهران، دانشکده پیرا پزشکی ساختمان شماره 2، میدان انقلاب و خیابان فخر رازی، خیابان طالقانی و خیابان کارگر جنوبی توزیع گردید.
توزيع اطلاعيه هاى حزب در دفاع از کارگران زندانى در بسیاری از موارد با استقبال گرم و پر شور جوانان و مردم روبرو شد. لازم به یاد آوریست این اقدام تبلیغی رفقا در شرایطی انجام شد که بخصوص مناطق کوی دانشگاه، پارک لاله و دانشگاه تهران از اول مه تاکنون همچنان حالت نظامی دارد و محل جولان پلیس و انواع نیروهای مزدور و سرکوبگر حکومت اسلامی است.
حزب تلاش رفقاى انقلابى و کمونيست را ارج مينهد و کارگران و مردم آزاديخواه ايران را دعوت ميکند به طرق مختلف براى آزادى کارگران زندانى و کليه زندانيان سياسى تلاش کنند. در اجتماع خانواده ها که مرتبا برگزار ميشود شرکت کنيد و در محلهاى کار و محلات در مورد چگونگى حمايت از دستگيرشدگان اول مه ابتکارات مختلف را بکار بريد.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمایه داری!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٢٩ ارديبهشت ١٣٨٨ – ١٩ مه ٢٠٠٩
بايد رسما در پيشگاه جامعه عذر خواهی کنید!
در حاشیه فحاشی های رهبری "حزب حکمتیست"
مساله بسیار ساده است. رهبری و تعدادی از اعضا و کادرهای مرکزی "حزب حکمتیست" بجای پاسخگویی متمدنانه به انتقادات سیاسی که متوجه خط مشی سیاسی این حزب است یک کمپين اتهام زنى و ترور شخصيت را علیه منتقدین سیاسی خود در دستور قرار دادند. به بهانه برخورد به اقدام غير مسئولانه و شبه پلیسی ایرج آذرین - رضا مقدم در قبال دانشجويان و رويدادهاى ١٣ آذر٬ هر منتقد و مخالف سیاسی خود را در صف جانیان وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی و پلیسی رژیم جمهوری اسلامی قرار دادند. وقیحانه کومه له را "شاخه وزارت اطلاعات" و ایرج فرزاد را "پرووکاتور پلیس" نامیدند!
هیات دایر دفتر سیاسی حزب اتحاد کمونیسم کارگری در یک برخورد مسئولانه به این حزب هشدار داد. ما تاکید کردیم که شدیدترین نقد سیاسی آزاد است٬ اما اتهام و هتک حرمت جرم است. تاکيد کرديم اين اقدامات فضاى سياسى اپوزيسيون را مسموم ميکند. اميدوار بوديم تجديد نظر کنند و جلو اين عنان گسیختگی را بگيرند. اما این نقد مسئولانه ما باعٽ شد که سیل جديدی از فحاشی و اتهامات زشت به طرف ما نیز سرازیر شود. ما را نیز در زمین "وزارت اطلاعات" قرار دادند و شنیع ترین ادبیات را در این زمینه تولید کردند. چند نکته را بايد تصريح کرد و اين جريان مهجور سياسى را بحال خود گذاشت؛
١- معلوم شد که اين جريان حتى درک تشخیص هتک حرمت و اتهام با نقد سیاسی را ندارد. قادر نیست از حیثیت مخالفين سياسى اش در مقابل اتهام دفاع کند. این جریان نشان داد که فاقد شهامت و جسارت پذیرش اشتباه خود است. بجاى يک برخورد سياسى به اصل مطلب آسمان ريسمان بافتند٬ منافع فرقه ای را محور قرار دادند و به همه اعلام کردند که جريانى ضد انتقادى اند. اکنون اين کمپين ترور شخصيت و هتاکى عليه کمونيستهاى قديمى بنام این جریان ثبت شده است. همه ظرفيتهاى مخرب شان را ديده اند.
٢- اين جريان وقتى فهميد که آبروريزى کرده است٬ تلاش کرد به بهانه "نظر فردى" کراهت این اقدام را پرده پوشی کند. اين تلاشى مذبوحانه است. اعضاى رهبرى و دفتر سياسى يک حزب آنهم بعد از تصميمات کنگره، پلنوم و بيانيه رسمى٬ اين شاهکارها را توليد کرده اند و در نشريات و سايتهاىشان منتشر شده است. بعلاوه که اين افراد در بالاترين ارگانهاى اين حزب نشسته اند! هيچ کس مجاز نیست تحت عنوان "نظر فردى" به حيثيت افراد و جريانات سياسى این چنین تعرض کنند، تهمت و افترا بزند و ترور شخصيت کند. يا اين حزب تفاوت اظهار نظر سياسى و فردى را با ترور شخصيت و کمپين هتاکى و فحاشى نميفهمد٬ و يا ميفهمد و آگاهانه بخاطر اينکه مسئوليت اعمال و سياستهايش را بعهده نگيرد آن را در چهارچوب "نظر فردى" دسته بندى ميکند. در هر دو حالت نتیجه یکی است. يک حزب جدى٬ اگر برخورد زشت يک کادر رهبريش با سياست و موازین سازمانی اش در تناقض باشد٬ به او تذکر ميدهد و رسما از افراد و جريانات مورد اتهام عذرخواهی میکند. ظاهرا چنين انتظار ابتدائى از اين جریان زياده روى است!
٣- هدف حزب اتحاد کمونيسم کارگرى، رفقاى مبارزان کمونيست، کانون دفاع از کمونيسم٬ و سایر فعالین کمونیستی که در این زمینه هشدار داده اند، برخلاف ادعا های حقیر حضرات٬ ایجاد سدى در مقابل بى پرنسيپى، ترور شخصيت و دفاع از حقوق مدنى در صفوف اپوزيسيون است. هدف ما جلب توجه اپوزیسیون به زشتی و مخرب بودن چنین روش هایی است. اين اقدام به نتيجه رسيد و از نظر حزب اين بحث مختومه است.۴- ما تاکید میکنیم: همانطور که در مقابل اقدامات مخرب جریان ایرج آذرین – رضا مقدم ایستادیم، به شما نیز اجازه نخواهیم داد با منتقدین سیاسی خود اینگونه برخورد کنید. ممنوعیت تهمت و افترا یک اصل برنامه ای ماست. نقد را با نقد پاسخ دهید. در پیشگاه جامعه به خاطر هتک حرمت و اتهام به افراد و سازمانها رسما عذرخواهى کنيد. بیش از این آبروی خود را نبرید. میتوانید سیاسی باشید. این هم یک انتخاب است!
٥- و بالاخره "در پاسخ فحاشى هاى اينها ما فقط ميگوئيم خجالت بکشيد. رشد کنيد. شعور پيدا کنيد. زبان ياد بگيريد. روزنامه بخوانيد. در کتابخانه محلتان عضو بشويد و با آدمهاى فهيم ترى معاشرت کنيد. در آنسوى گتوى سياسى شما، دنيا تاريخى دارد، مدنيتى دارد، آرمانهايى دارد. انسانها حقوق دارند، شأن و حرمتى دارند. مادام که جرمى عليه کسى ثابت نشده شهروند بيگناه و برابر و محترم جامعه محسوب ميشود. اين اصل را کارگران با انقلاب آوردهاند، نه براى نوازش مجرمين، بلکه براى مصون داشتن همه، مصون داشتن مردم، از "عدالت" دلبخواهى، فئودالى، شرع زده و قرون وسطائى امثال شما و نسخههاى اسلامىتان در ايران. ما با شما شوخى نداريم. اينها جر و بحثهاى "درونى" چپها نيست. اين اختلاف عميق کمونيسم کارگرى است با شرق زدگى و عقل ستيزى و انسان گريزى چپ خرده بورژوائى ايران که انگار رسالتى جز فرارى دادن مردم از سوسياليسم براى خود قائل نيست." (منصور حکمت٬ "دریغ از یک شعور")
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
۴ مه ٢٠٠٩مراسمهاى اول ماه مه در خارج کشور
لندن، بریتانیا
مراسم روز جهانی کارگر در شهر لندن برگزار شد. در این مراسم چندین اتحادیه کارگری و شمار زیادی از سازمانها و احزاب دیگر شرکت داشتند. حزب اتحاد کمونیسم کارگری نیز با برافراشتن پرچم منصور حکمت و مارکس، با شعارهای "مرگ بر سرمایه داری"، و "زنده باد سوسیالیسم" در راهپيمائى و مراسم اول شرکت کرد.مراسم با تجمع در میدان کلاکلوود (در مقابل کتابخانه مارکس) آغاز شد و ساعت یک بعداز ظهر بطرف میدان ترافالگار به حرکت درآمد. در تجمع آخر تعدادی از نمایندگان اتحادیه های کارگری سخنرانی کردند. فعالین حزب اتحاد کمونیسم کارگری در طول مراسم اطلاعیه های حزب بمناسبت اول ماه مه را در میان مردم پخش کردند. میز کتاب حزب مورد دیدار بسیاری قرار گرفت و اسناد و کتب منصور حکمت، آذر ماجدی و حزب بفروش رسید. همچنین تعداد زیادی طومار حزب در محکومیت جمهوری اسلامی و در دفاع از آزادی کلیه زندانیان سیاسی و کارگران زندانی را امضا کردند. دو باندرول حزب که شعارهای فوق روی آن نوشته شده بود توجه بسیاری را جلب کرد و عکسهای زیادی از آنها گرفته شد.
آلمان
روز اول مه کادرهای حزب اتحاد کمونیسم کارگری به همراه طبقه کارگر در آلمان این روز را گرامی داشتند . حزب اتحاد کمونيسم کارگری با برپایى چادر اطلاعاتی و توزيع اطلاعیه حزب به زبان فارسی٬ آلمانی٬ ترکی و انگلیسی تلاش کرد پيام حزب را به کارگران و شرکت کنندگان اول مه برساند. شعار مرگ بر سرمایه داری توجه خیلیها را جلب می کرد و پیرامون آن از کادرهای حزب و چگونگى آن سوال ميشد. بر روی پلاکاردی عکسهاى فعالین کارگری زندانى٬ احضار شده٬ و کارگرانی که احکام شلاق از جانب رژیم جنایتکار اسلامی برايشان صادر و اجرا شده بود٬ نصب شده بود. مردم با امضای طومار خواهان لغو اين احکام جنایتکارانه شدند و در دفاع از آزادی بی قید شرط فعالین کارگری حمايت خود را اعلام ميکردند.در تظاهرات کارگران آلمان بيشتر شعارهائى که ديده ميشد عليه سرمايه دارى بود. همينطور شعار کارگران حاضر به پرداخت هزينه سرمایه داران نيستند٬ سوسیالیسم پاسخ امروز است٬ زنده باد اول مه٬ و شعارهاى راديکال متنوع ديگرى از جانب شرکت کنندگان داده ميشد.
سوئد
کادرها و فعالين حزب در تظاهرات و اجتماعات اول مه در استکهلم و گوتنبرگ سوئد شرکت کردند. در مراکز تجمع و ميدانهاى اصلى شهر ميز کتاب و چادر اطلاعاتى برپا شد. اطلاعيه ها و ادبيات حزب عرضه شد. بيشتر ادبيات حزب به زبان سوئدى و انگليسى بود. مجموعه اى کتاب و آثار منصور حکمت٬ آذر ماجدى و حزب و حدود١۵٠٠ اطلاعيه به زبانهاى سوئدى و انگليسى و فارسى در ميان شرکت کنندگان توزيع گرديد.تظاهرات اول مه سوئد بى رونق تر از سالهاى گذشته بود. شعار مارکس برميگردد در جلو سن اصلى در استکهلم بچشم ميخورد و در ميدان عکسهاى مارکس از هر سو ديده ميشد. اما سخنرانيها مجموعا چيزى فراتر از سياستهاى سنتى اتحاديه اى و نقد سطحى به بانکداران و روسائى که پولهاى هنگفتى بعنوان جايزه ميگيرند در بر نداشت. کارگران شرکت کننده در مراسم سوسيال دمکراتها در موقع سخنرانى رئيس کنفدراسيون ال او متلک ميپراندند و صندلى و مقامش را به او يادآور ميشدند.
ترکيه
مراسم اول ماه مه در شهر وان ترکیه از سوی فعالین تشکیلات حزب برگزار شد. اين مراسم بدليل فضاى امنيتى ترکيه در اينروز علنى نبود اما با شرکت جمعى مهمان شامل دانشجويان دانشگاه شهر وان٬ چند خانواده ايرانى و تعدادى از پناهجويان افغانستانى برگزار شد.مراسم با پخش سرود انترناسیونال آغاز شد و در ادامه يکى از کادرهاى حزب در باره تاریخچه اول مه سخن گفت و پیام حزب را به اطلاع مهمانان رساند. در ادامه نماينده تشکيلات حزب در ترکيه ضمن تبریک روز کارگر به مهمانان به زبانهاى ترکی استانبولی و فارسی و تبریک وِیژه به طبقه کارگر و جنبش کارگری ترکیه٬ و مخصوصا فعالیت 33 ساله اتحادیه های آزاد کارگری کسک و دیسک ترکیه٬ در بازگردندان پرچم مبارزه طبقاتی به میدان تقسیم و رسمی شدن اول مه را تبريک گفت. در ادامه اطلاعيه حزب به اطلاع مهمان رسيد و نکاتى پيرامون ديدگاهها و اهداف حزب در ايران بيان شد. .
مراسم با پذيرائى و استراحت و سرود ادامه يافت و در بخش بعد يکى ديگر از کادرهاى حزب مرورى به اخبار و رويدادهاى کارگرى سال گذشته در ايران کرد و سياست و نقش حزب را دراين مورد بررسى کرد. دراين بحث همينطور از کارگران زندانى و زندانيان سياسى و فرزاد کمانگر نام برده شد و بر ضرورت تلاش براى آزادى آنها تاکيد شد. ادامه مراسم شامل بحث و گفتگوى شرکت کنندگان پيرامون موضوعات مختلف بود. در محل مراسم شعارهائى به مناسبت اول مه نصب شده بود. همينطور بخشى از فعالين حزب در تظاهرات استانبول شرکت داشتند و اطلاعيه حزب به زبان ترکى را در ميان کارگران در ميدان تقسيم توزيع کردند.کانادا
در تورنتوى کانادا فعالين حزب در تظاهراتى بمناسبت اول مه شرکت کردند. اين تظاهرات از جانب سازمان هيچ کس غير قانونى نيست و چند سازمان و حزب سياسى ديگر فراخوان داده شده بود. در اين مراسم اطلاعيه هاى حزب بمناسبت اول مه توزيع گرديد.
پخش اطلاعیه اول مه حزب در کرج!
بنا به خبر دريافتى٬ امروز هفتم اردیبهشت ماه تعداد زیادی از محله ها و مناطق کارگری کرج تحت پوشش یکی از تیمهای تبلیغاتی حزب اتحاد کمونیسم کارگری قرارگرفت.
رفقای تیم تبلیغاتی حزب صدها نسخه از اطلاعیه حزب بمناسبت روز
جهانى کارگر تحت عنوان "مرگ بر سرمایه داری، جهانی آزاد و کمونیستی باید ساخت" را
در محلات و مناطق کارگری کرج از جمله؛ میانجاده، حصارک بالا، حیدر آباد، شاهین
ویلا، و باغستان بدست کارگران و زحمتکشان رسانند. در این حرکت تبلیغی اکثر
خیابانهای اصلی و فرعی اين مناطق تحت پوشش قرار گرفت.
حزب٬ ابتکار و تلاش انقلابى فعالين کمونيست را ارج ميگذارد و
دستشان را بگرمى ميفشارد. همه جا به استقبال اول مه سوسياليستى طبقه کارگر برويم.
بايد در اول مه عليه اين نظام منحط ضد کارگر و ضد جامعه بپاخيزيم.
اول مه را به کارگران جهان تبريک ميگوئيم.
مرگر بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمایه داری!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٧ ارديبهشت ١٣٨٨ – ٢٧ آوريل ٢٠٠٩
پروژه "اکس- مسلم"
پدیده ای در جدال دو اردوی تروریستی
سیروان قادری
"تاريخا احزاب چپ وقتى خواسته اند
اجتماعى بشوند و در ابعادى اجتماعى ظاهر بشوند، به راست چرخيده اند. اينطور توجيه
کرده اند که جامعه راست تر از آنهاست و اگر راى ميخواهند بايد به راست بچرخند. و
البته تاريخا هم در اين کار شکست خورده اند. ممکن است يک نماينده از يک حزب
راديکال چپ براى يک دوره به مجلس رفته باشد، اما همان يک نفر را هم دور بعد
پرونده اش را زير بغلش زده اند و روانه اش کرده اند که برود. ما يکى از
معدود سازمانهاى کمونيستى بعد از بلشويکها هستيم که ميخواهد روى
راديکاليسم و ماکزيماليسمش توده اى بشود. سازمانى که اتفاقا ميخواهد ماکزيماليسم و
کمونيسم را توده اى و اجتماعى کند. ميخواهد آرمانها و ايده انقلاب
کمونيستى اش را ببرد و توده اى و اجتماعى کند. ميخواهد حرف آخرش در مورد مذهب را
به حرف جامعه بدل کند. ما کسانى هستيم که معتقديم بايد اين کمونيسم بى تخفيف را
توده اى و اجتماعى کنيم." (منصور حکمت، از گروه فشار تا حزب سیاسی) .
دو سال از تاسیس "سازمان مسلمانان سابق" میگذرد. پروژه ای که جمعی از
رهبری حزب کمونیست کارگری (ح ک ک) در راس آن و کادرها و اعضای این حزب در خدمت آن
میباشند. جنبشی که "سازمان اکس مسلم" در بستر آن شکل گرفت، دارای سنت و
سابقه ای طولانی در غرب است. ماهیت واقعی و غیر کمونیستی این سازمان، در پرتو
شناخت سنتی که تاریخا و زنجیروار به آن متعلق است نمایان تر میشود .
سازمان اکس مسلم ح ک ک، امتداد جدال بورژوازی غرب و اسلام
مقوله " اکس– مسلم" در غرب، در دوران پسا جنگ سرد، گسترش بازار آزاد و نزدیک شدن به پایان تاریخ مصرف اسلام سیاسی، در اشکال و اسامی گوناگونی معنا پیدا کرد. با تغییر استراتژی بورژوازی غربی به موازات درجه هاری اسلام سیاسی دچار تغییرات شد. در دوره ای، نیروهایشان را حول شعار "آزادی مذاهب" و برسمیت شناختن مذاهب دیگر توسط حکام اسلامی در کشورهای مسلمان نشین آسیا و آفریقا متمرکز کرده بودند. عمدتا فعالین این عرصه، مسلمانانی بودند که به ادیان دیگر گرویده بودند و خواستار ایجاد فضای دمکراتیک در کشورهای اسلام زده، جهت تسهیل امر روی آوری مسلمانان روی گردان از اسلام به ادیان مطلوبشان، علی الخصوص یهودیت و مسیحیت بودند. (شیوه ای تقریبا مشابه که در دوران جنگ سرد و برای به زانو در آوردن کمونیسم روسی، یک رکن تلاش تبليغاتى بورژوازی غربی بود) به همین اعتبار، قویا مورد حمایت مالی و معنوی بنگاههای مذهبی که صاحب نفوذ بسیاری در دستگاه های دولتی غرب بودند قرار گرفتند. تغییرات فکری بورژوازی و نوسانات و نگرش نیاز به تغییر استراتژی در مقابل اسلام، منجر به تغیيرات جدی در اولويتهاى سياسى این طیف شد. قاعدتا، این جریانات و حامیان مذهبیشان، که در خدمت بورژوازی غربی و دست پرورده سیاستهای آن برای پیشبرد امر معینی بودند، از امکانات مالی و اطلاع رسانی وسیع برخوردار ميشدند. بر این اساس نيز دارای خط قرمزها و محدوده های از قبل تعيین شده ای بودند. انتقادشان به اسلام میبایست در چهارچوب نگرش وقت بورژوازی به اسلام می بود. در عین حال، هر درجه تغییر این نگرش نسبت به اسلام موجب دگرگونی و تغییرات اساسی در بدنه این جریانات میشد .
لیبرالیسم و سوسیال دمکراسی از عمده حامیان رادیکالیزاسیون نگرش و استراتژی "طیف های اکس – مسلم" در غرب بودند٬ که این خود حاصل تغییر مواضع بورژوازی در مقابل اسلام و احساس نیاز تعرض جدی تر در یک مقطع مشخص برای عقب راندن پدیده "فاندمنتالیستی" اسلام سیاسی، تحميل تعادلى به آن بود. اوج گیری بحران فلسطین، واقعه 11 سپتامبر، یورش غرب به افغانستان و عراق و قلدری نیروهای تروریستی منجمله جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاور میانه، از جمله موئلفه ها و محرکه های این تغییرات بودند. در این شرایط لیبرالها، لائیکها و آته ئیستهائی که دارای پیشینه اسلامی بودند، تبدیل به مناسبترین گزینه ها برای به دست گرفتن پرچم "اکس مسلم جدید" شدند. سازمانهای همچون "کمیته اکس مسلم" که به وسیله احسان جامی (اهل مراکش و عضو فراکسیون حزب کار هلند) و با حمایت وسیع سوسیال دمکرات ها و احزاب فاشیستی همچون pvv هلند بوجود آمدند٬ از زمره این تشکلها به حساب می آیند. این جریانات مورد استفاده کامل ابزاری قرار میگیرند. بعنوان مثال مدیا و جریانات راسیستی در هلند، با پوشش رسانه ای فعالیتها و نوشته های این کمیته و سازمانهای مشابه، عملا و به صورت روشن امر "بیگانه ستیزی" خود را در خصوص مهاجرین به پیش میبرند. استمرار مبارزات "ضد مسلمان" این جریانات، بدون حمایت مادی و معنوی بورژوازی و رسانه های خبری قدرتمند و بنگاهای مذهبیش٬ که عمدتا جریانات مرتجع یهودی هستند، امکان پذیر نیست. این سنت مبارزاتی نه تنها در هیچ دوره ای با مبارزات کمونیستی علیه مذهب خوانائی نداشته بلکه اساسا ابزار بورژوازی و دستگاههای مذهبی مسیحیت و یهودیت در جدال مذهبی است. مذهب زدائی کمونیستی مبارزه ای بی تخفیف به کلیت مذاهب است و نه سنتی در جریان نزاع و کشمکش بین مذاهب! به همین اعتبار، کمونیسم در نقطه مقابل چنین گرایشاتی قرار می گیرد. "سازمان اکس مسلم ح ک ک" در امتداد این چنین کشمکشی اعلام موجودیت کرده و بخشی از این سنت غیر کمونیستی است .
"سازمان اکس مسلم ح ک ک" در نقطه مقابل کمونیسم
کارگری منصور حکمت
تاکنون، پروژه "سازمان مسلمانان سابق ح
ک ک" از زوایای متفاوت و جهات متعددی مورد نقد قرار گرفته است. یکی از
مهمترین و عمده ترین مسایل مورد نقد یدک کشیدن نام کمونیسم کارگری توسط این پروژه
دست راستی و بی ربط به کمونیسم کارگری است .
به صورت واقعی، پروژه اکس مسلم خط رسمی حاکم
بر سیاستهای کنونی حزب کمونیست کارگری در خارج از ایران شده است. در هر کشوری که
اکس مسلم شعبه ای دارد، قریب به یقین اعضای ح ک ک یا عضو آن هستند یا کاملا در
خدمت سیاستهای آن هستند. توجیه این افتضاح سیاسی رهبری ح ک ک، "توده ای کردن
حزب در خارج از کشور برای مقابله با تعرضات اسلام سیاسی در غرب است" است.
ظاهرا این توجیه مضحک اکثریت حزب را به آن چنان اقناعی رسانده که تمام ابزار و
امکانات و وقت حزب در خارج از کشور را در اختیار پروژه اکس مسلم گذاشته اند. نتيجه
فعلا اينست که حزبشان نه تنها توده ای نشد بلکه از مبارزات سوسیالیستی و انقلابی
که این حزب میتوانست درگیر آن شود منزوى شده است. به صورت عینی از جرگه این
مبارزات پرت شده اند. در مقابل، رهبری ح ک ک، مبارزه "کمونیستی-
طبقاتیشان" را از کانال اکس مسلم به پیش میبرند. جلسات و تظاهراتهای سازمان
اکس مسلم را فاکتور بگیرید از تشکیلات خارج از کشور ح ک ک اثر چندانی نمی ماند.
اما جریان "اکس مسلم" در کمپ راست دنياى امروز دارای جایگاه خاصی است.
اين را فقط ما نميگوئيم٬ ميتوانيد از زبان خودشان هم بشنويد. اين "سازمان اکس
مسلم" نيست که چون غير حزبى است "مجاز" است هر راست روى را توجيه
کند٬ اين رهبرى و کادرهاى اين حزبند که به اين قد تنزل کرده اند و مجرى اين
سياستها هستند! بنابراين اين حزب و چرخش مواضعشان و نزديکى و همکارى با جريانات
راست ارتجاعی بدون تبئين و توجيه صورت نگرفته است. این پروژه مورد حمایت طیف وسیعی
از بنگاه های راسیستی و مذهبی غرب است. طیفی که سالهاست از سنت "اکس مسلم
" در اروپا حمایت کرده و میکنند. طیفی هم از ناسیونالیستهای ضد عرب ایرانی و
هواخواهان نئوکانسرواتیوها، راستها و دوم خردادیهاى ديروز و خدمتگزاران امروزی
سیاستهای اسرائیل و "فری دام هاوس آمریکا"، قویا خود را با "اکس
مسلم" تداعی میکنند. به اعتباری، اين جريان را هم هدف خود ميدانند و بسادگى
عضو آن شده اند. کسانی که تا دیروز در جریان کشتار مردم بیدفاع فلسطین، خود را در
کمپ ارتش اسرائیل میدیدند و بنا بر اعترافشان، در جریان جنگ غزه "سفرهایی هم
به اسرائیل داشته اند"، امروز سنگر اکس مسلم را برای شمشیر زدن انتخاب کرده
اند! با نگاهی به ترکیب فعالین، قلم زنان و هواداران این سازمان، میتوان متوجه این
مسئله شد. رهبری ح ک ک چگونه همسوئی خود با این نیروهای بشدت ضد کمونیست و فرصت
طلب را توضیح میدهد؟ چه اهداف و منافعى موجب نزدیکی این جریانات و استقبال ح ک ک
از آنان شده است؟
اما جریانات مورد حمایت بنگاههای راسیستی و
مذهبی غرب مجاز نیستند مرزهای از قبل ترسیم شده استراتژیکی را بشکنند. در غیر این
صورت همچون مهره های سوخته حذفشان میکنند. این قاعده بازی است. تاکنون سازمان اکس
مسلم از این "آزمون" سربلند بیرون آمده و حتی هویت سوسياليستى شان در
گزارشات رسانه هاى غرب سانسور میشود. خود رهبری ح ک ک نیز به این قناعت رسیده است.
به عنوان مثال "سازمان اکس مسلم" به جای ح ک ک مراسم 8 مارس را برگزار
میکند. اما کوچکترین اثری از شعارهای ح ک ک، پلاکاردهای حزبی و حتی نام حزبشان
(شعار کمونیستی پیشکش) در آن نیست. در اطلاعیه های تبلیغاتیشان هم برخی از اعضای
رهبری ح ک ک را با عناوینی همچون "مسئول اکس مسلم فلان منطقه" معرفی
میکنند. بنا براین، از نظر سیاسی٬ ح ک ک از این نیروی رنگارنگ جمع شده به دور
"اکس مسلم" هم ثمری نمیبرد. حتى جرات انعکاس برخى گزارشات و تجلیل
های بنگاههاى راست را ندارند. تا اينجا همه منافع را طرف مقابل ميبرد. سوال اساسی
این است که ح ک ک چه منفعتی از پرچم دار بودن مبارزه بین مذاهب میبرد؟ بی گمان
پاسخ این سوال در آینده نه چندان دور روشن میشود .
سیاستهای رهبری امروز ح ک ک را باید بر اساس افت و خیزهای "اکس مسلم "
سنجید. اين را هم بايد گفت که پديده اکس مسلم در غرب با سياست ساخت و پاخت با رژيم
اسلامى تاريخ مصرف اش زودتر تمام ميشود. این سیاستها تماما در نقطه مقابل آرمانهای
کمونیسم کارگری و مباحث "حزب و جامعه" و "حزب و قدرت سیاسی"
منصور حکمت قرار دارد. رهبری ح ک ک با سرعت عجیبی از هويت سابقش فاصله
ميگيرد و به يک جريان ناسيوناليست چپ پرو غربى تبديل ميشود و دراين متن هر روز
"کمونيسم و راديکاليسم" اش را زير فرش ميکند. تقلای رهبری این حزب در
چهارچوب ارتجاعى "اکس مسلم" به جای نقد کمونیستی و مبارزه سياسى با مذهب
در سنت مبارزاتی جنبش کمونیسم کارگری از جمله این تلاشها است .
*
اطلاعيه حزب بمناسبت اول مه٬
مرگ بر سرمايه دارى٬
جهانى آزاد و کمونيستى بايد ساخت!
سرمايه دارى بشريت را در آستانه نابودى قرار داده است. در جهانى که مالامال ثروت است٬ بيش از يک ميليارد نفر گرسنه اند. ٣٠٪ جمعيت کارکن جهان در سال گذشته بيکار بودند و بحران عميق اقتصادى با سرعتى باور نکردنى ارتش عظيم بيکارى را گسترده تر ميکند. پيامدها و پس لرزه هاى عميق ترين بحران اقتصادى جهانى هنوز در راه است. سونامى فقر و فلاکت و گرسنگى جوامع بشری را تهديد ميکند. عاليجنابان دنياى امروز نه فقط راه حل قابل اعتنا و دلگرم کننده اى ندارند بلکه دورنماى تاريکترى را وعده ميدهند. در اين اوضاع که ميليون ميليون کارگر به خيابان پرتاب و زندگى شان نابود ميشود٬ سرمايه داران از صدها ميليون دلار جايزه و حمايت دولت از جيب کارگران بهره مند ميشوند. بحران اقتصادى کنونى دو راه حل بيشتر ندارد؛ يا سرمايه دارى بقا و تداومش را با کوبيدن طبقه کارگر و تحميل فقر بيشتر حل ميکند٬ و يا طبقه کارگر با نفى نظام مبتنى بر بردگى مزدى و استثمار و مالکيت خصوصى٬ بحران را به نفع بشريت حل ميکند. راه سومى وجود ندارد!
از نظر سياسى٬ بحران کنونى به معنى بن بست راه حلهاى سياسى طبقه سرمايه دار و بى اعتبارى عمومى اين نظام در انظار صدها ميليون کارگر است. سياستهاى مبتنى بر بازار آزاد راست افراطى ورشکست شدند و دخالت و مالکيت دولت در کنترل بازار نيز مسکنى موقتى براى تداوم وضعيت پيشين است. همزمان مارکس و نقد مارکسى نظام موجود از اعتبار بى سابقه برخوردار شده و بارقه هاى سنت راديکال کارگرى هر روز در گوشه اى از جهان رخ نشان ميدهد. امروز بيش از هر زمان هويت انترناسيوناليستى کارگرى و پرچم کمونيستى آزادى جامعه به نياز مبرم طبقه کارگر تبديل شده است. رويدادهاى فرانسه و يونان و ايتاليا و آلمان تنها پيش درآمد نبردهاى سهمگين طبقاتى دوران جديد اند.
کارگران!
طبقه ما بايد آلترناتيو سياسى خود را در مقابل اين وضعيت بگذارد. ادامه نظام بردگى نميتواند خواست ما باشد. افسار زدن محدود به سرمايه داران و بانکداران مفت خور و سياست ارتجاعى "فداکارى ملى" براى کار بيشتر نميتواند سياست طبقه کارگر باشد. ناسيوناليسم و فاشيسم و تفرقه در اردوى طبقه کارگر سلاح کثيف بورژوازى عليه طبقه ماست. ما تاکنون اعلام کرده ايم که تامين هزينه بحران از جيب و زندگى ما موقوقف! بجاى جايزه به سرمايه داران بايد دستمزدها افزايش يابد! بيمه ها و خدمات اجتماعى گسترش يابد! رفاه و آزادى حق همگان باشد! کارگران در مقابل تبليغات ناسيوناليستى و ضد کارگرى٬ پرچم انترناسيوناليسم کارگرى و هويت جهانى و منفعت واحد طبقاتى را در مقابل نظام سرمايه دارى برميافرازند. اما نظام بردگى مزدى و استثمار سرمايه دارى با هر درجه بهبود هنوز مبتنى بر بردگى مزدى است. نظام بردگى را بايد برانداخت و اين کار جنبش بردگان مزدى است! اول مه روز صاحبان واقعى جهان است٬ روز بشريتى است که جهان بدون کار او نميتواند سرپا بماند. روزى است که اسپارتاکوس هاى اين جنبش٬ رهبران کمونيست و سوسياليست کارگران٬ اعلام ميکنند که براى رهائى جامعه راهى جز انقلاب کارگری عليه سرمايه دارى وجود ندارد! طبقه ما در روز اول مه بايد با صداى بلند اعلام کند که ديگر اين وضعيت را نمی پذيرد!طبقه ما بايد براى اين جنگ سازمان يابد و بميدان بيايد. بدون تشکل توده اى و حزبى٬ بدون راه حل اجتماعى و سياسى٬ و بدون وحدت وسيع طبقاتى پيروزى غير ممکن است. اين دوره اى است که بازگشت به سنتهاى جنبش عمل مستقيم و شورائى کارگران يک ضرورت حياتى است. تاکنون نيز طبقه ما الگوهائى از سنگربندى راديکال کارگرى را بدست داده است. طبقه کارگر بدون سنت راديکال مبارزاتى و بدون ظاهر شدن بعنوان پرچمدار آزادى جامعه در قالب يک حزب سياسى کمونيستى کارگرى نميتواند اين وضعيت را بطور بنیادی تغيير دهد. طبقه ما بايد عليه فقر و فلاکت و کلیت سرمايه با پرچم کمونيستى کارگرى بميدان بيايد. مبارزه طبقه ما در هر کشور٬ گوشه اى از استراتژى بين المللى سوسياليستى کارگران عليه سرمايه دارى است. بدون تبديل شدن جنبش سوسياليستى طبقه ما به يک آلترناتيو سياسى اجتماعى و مطلوب و ممکن٬ دراين جنگ ما پیروز نمیشویم. بايد براى پيروزى وارد جدال شد. بايد در اول مه شعار "مرگ بر سرمايه دارى" و "دنیایی بهتر باید ساخت" همه جا طنين افکند. همزمان بايد سازمانهاى توده اى و راديکال و شورائى کارگران را تحکيم کنيم و بعنوان ابزارهاى جدال برسر آزادى و رفاه بکار گيريم. کارگران همه جا خواهان لغو کار قراردادى٬ افزايش دستمزدها براساس تامين يک زندگى انسانى و مقدور٬ کار يا بيمه بيکارى مکفى٬ حق بى قيد و شرط تشکل و اعتصاب٬ و تغيير فورى زندگى طبقه کارگر و مردم محروم هستند. مبارزه ما از تلاش براى بهبود روزمره طبقه کارگر و تعطيل نشدن مراکز کار تا سياست کنترل کارگرى و کسب قدرت سياسى يک مبارزه واحد است.
کارگران٬ همرزمان!
اين نظام شايسته ما و بشر امروز نيست. اين نظام بدون جنايت و سبعيت و فقر و تبعيض و نابرابرى نميتواند سرپا بماند. دنياى امروز بيش از هر زمان به راه حل کمونيستى و انقلاب کارگری نيازمند است. سازمانهاى متناسب با اين هدف را بايد ايجاد کرد. احزاب کمونيستى کارگرى را بايد ساخت که سوسياليسم و حکومت کارگرى را بعنوان يک راه حل در مقابل کل جامعه بگذارد.کارگران جهان متحد شوید! در اول مه٬ دست در دست هم و با غريوى که خشت خشت کاخهاى قدرت بورژوازى را بلرزاند٬ بميدان آئيم و فرياد بزنيم؛ مرگ بر سرمايه دارى! دنیایی بهتر باید ساخت! جهانى آزاد و برابر و مرفه٬ یک جامعه آزاد کمونیستی!
زنده باد اول مه !
زنده باد انقلاب کارگرى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى !
٣١ مارس ٢٠٠٩ – ١١ فروردین
اخراج هزاران کارگر روز مزد
سردخانه و کشتارگاه میدان بهمن تهران!
بنا به خبر دريافتى٬ به دنبال تصمیم عوامل و کارگزاران حکومت اسلامی سرمایه داران از جمله قالیباف٬ پاسدار و آدمکش حرفه ای دیروز و شهردار امروز تهران٬ مبنی بر تعطیلی سردخانه و کشتارگاه میدان بهمن تهران در روز های پایانی سال گذشته، روز یکشنبه نهم فروردین ماه بنا به دستور مستقیم کرباسیان رئیس اداره خدمات شهری تهران از ورود کامیونهای حامل انواع گوشت به داخل محوطه کشتارگاه جلو گیری شد. این در حالیست که در اولین روزهای کاری سال نو بیش از 1500 کارگر روز مزد که نان شب خانواده هایشان در گرو مزد روزانه اشان است جهت انجام کار به کشتارگاه آمده بودند. همه این کارگران خشمگین و بیکار از اول صبح در محوطه سردخانه نشسته و تا ساعت 12 ظهر دست به تجمع اعتراضی زدند. بیکاری این کارگران شروع تدریجی بیکاری هزاران کارگر دیگر در روزهای آینده خواهد بود که هریک به طریقی از کانال شرکتهای انگل پیمانکاری به این سردخانه و کشتارگاه متصل هستند.
صفایی رئیس سردخانه هم گفته است من هیچ کاره ام٬ من تصمیم گیرنده نیستم! این زنگ خطر جدی در تلاش حکومت اسلامی برای بیکاری، انهدام و تلاشی هرچه بیشتر خانواده های کارگری در سال جدید است. این "عیدی" سرمایه داران طفیلی و آخوندهای شکم چران به کارگران و خانواده های محروم و زجر کشیده شان در سال جدید است!
در سردخانه و کشتارگاه میدان بهمن تهران مجموعا بیش از 5000 نفر کارگر روز مزد عمدتا از طریق شرکتهای پیمانکاری و نمایندگیهایشان در قسمتهای مختلف از جمله؛ بارگیری، تخلیه و بسته بندی و غيره مشغول به کارند. در این مرکز خبری از ساعت کار، سرویس ایاب و ذهاب، نهار، سرویسهای بهداشتی، استراحت و حتی حداقل ترین امکانات رفاهی نیست. برخی از این کارگران بدلیل فقر و نداشتن درآمد کافى٬ بجای راهی نمودن فرزندانشان به مراکز تحصیل و آموزش٬ کودکان خردسالشان را هر روزه برای کار بهمراه خود به این جهنم می آورند. جمع کثیری از این کارگران را زنان سرپرست خانوار تشکیل میدهند. محل زند گی این کارگران اغلب در حاشیه نشینها و بیغوله های اطراف تهران از شهریار کرج گرفته تا قرچک ورامین و محلهاى مشابه است. کار بلاوقفه از اول صبح شروع شده و تا پاسی از شب همچنان ادامه دارد. در آخرین ساعات شب کارگران خسته و گرسنه با لباسهای آلوده راهی خانه میشوند. متوسط درآمد روزانه هر یک از این کارگران٬ البته اگر کار باشد٬ مبلغی بین 5 تا 8 هزار تومان است.
حزب٬ اخراج هزاران کارگر محروم سردخانه و کشتارگاه بهمن تهران را محکوم ميکند و از کارگران اين شرکت ميخواهد با اعتراض دستجه جمعى عليه سياست بيکارى و فقر و فلاکت جمعى بايستند. کارگران مسئول جابجائى هاى شهردارى و خريد و فروش شرکتها توسط سرمايه داران نيستند. کارگران هم زندگى دارند و به کسى بدهکار نيستند. کارگران هر روز با کارشان دارند نان همه اين مفتخوران را ميدهند. اين حق بديهى و مسلم کارگران است که متحدانه در دفاع از شغل و حرمت و معيشت شان اعتراض کنند. اگر سرمايه داران و دولت شان براى ما کار ندارند٬ بايد بيمه بيکارى بدهند. نه کار نه بيمه بيکارى را قبول نداريم. معيشت و حرمت و برخوردارى از يک زندگى شايسته حق کارگران است و بايد براى تحميل آن متحدانه بميدان آمد.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١٠ فروردين ١٣٨٨ – ٣٠ مارس ٢٠٠٩
به مردم آزاديخواه گوتنبرگ
ما پيروز شديم٬ جمهورى اسلامى شکست خورد!
دو روز اعتراض پر شور و راديکال ما عليه حضور عوامل جمهورى اسلامى در ١٧ و ١٨ مارس٬ و همينطور تلاشهاى انجام شده و صحبت با ارگانهاى دولتى روزهاى قبل و بعد اين اعتراضات٬ حاکى از تلاش سازش ناپذير ما با نمايشى بود که عنوان "خدمات کنسولى" بر خود نهاده بود. همه ميدانيم اين نام تنها روکش تلاش مذبوحانه جمهورى اسلامى براى حضور علنى در خارج کشور و مشخصا در شهر گوتنبرگ بود.
اما اين تلاش با عکس العمل بموقع و محکم ما شکست خورد. عوامل رژيم اسلامى در معيت و حمايت نيروى وسيع پليس و وزارت خارجه و کمون گوتنبرگ حتى نتوانست مثل آدميزاد وارد سالن شود و از آن خارج شود. آنها مفتضح شدند و اين محصول راديکاليسم موجود و نخواستن اين نظام مرتجع ضد کارگر و ضد زن توسط ما بود. حمايتهاى بيدريغى که توسط ايرانيان آزاديخواه به انحا مختلف طى اين چند روز صورت گرفت٬ همکارى و همدلى بخشى از رسانه ها و راديوها با اين حرکت٬ همه قابل تقدير است. مطمئن باشيد که بار ديگر جمهورى اسلامى بايد دو بار فکر کند.
ما بعنوان بخشى از فعالين اين حرکت اين تلاشها را ارج مينهيم و بر آمادگى بيشتر ايرانيان آزاديخواه مقيم اين شهر و کشور سوئد و ديگر کشورها براى مقابله وسيع تر با جمهورى اسلامى تاکيد داريم. سياست جمهورى اسلامى اينست که دور جديدى از فعاليت علنى در خارج کشور را بويژه در آستانه مضحکه "انتخابات" شروع کند. تلاشهاى اخير آنها براى سنجيدن اوضاع و مقدمه گذاشتن صندوقهاى "راى" بود. سياست ما و شما نيروهاى آزاديخواه٬ همانطور که نشان داديم٬ اينست که اين تلاشهاى رژيم اسلامى را در نطفه خفه کنيم و آنها را به سوراخ هايشان بازگردانيم. گوتنبرگ و اماکن عمومى آن جاى مزدوران حکومت اسلامى نيست. نه فقط اين تحرکات جواب درخور ميگيرد بلکه تلاش ما اينست که سفارتخانه هاى جمهورى اسلامى را ببنديم. صف محکم ما و فريادهاى مرگ بر جمهورى اسلامى بيانگر عزم ما براى جمع کردن بساط جمهورى اسلامى در خارج کشور بود.
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى ايرانيان آزاديخواه و سکولار و سوسياليست و انقلابى در سوئد و کل خارج کشور را به آمادگى و حضور يکپارچه عليه هر تلاش جمهورى اسلامى براى حضور علنى دعوت ميکند.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى – تشکيلات گوتنبرگ
٣ فروردين ١٣٨٨ – ٢٣ مارس ٢٠٠٩
حکم بازداشت رئیس حکومت اسلامی
سودان صادر شد!
سران جنایتکار رژیم اسلامی و دول تروریسم دولتی؛
بوش و بلر و اولمرت، نيز باید محکوم و بازداشت شوند!
در روزهاى اخير دادگاه بین المللی لاهه حکم بازداشت عمر البشیر، رئیس جمهور اسلامی سودان را به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دارفور صادر کرد. قريب هشت ماه پيش٬ در جولاى سال گذشته٬ حکم جلب عمر البشير و "کل دستگاه حکومتى سودان" توسط همين دادگاه صادر شده بود. يکسال قبلتر قضات همين دادگاه بین المللی احکام بازداشت احمد هارون، یکی از وزیران دولت سودان٬ و احمد خشیب، رهبر یک گروه شبه نظامی فعال در دارفور را به اتهام ارتکاب جنايات جنگی صادر کردند. در جریان جنگ داخلی سودان که از سال ٢٠٠٣ آغاز شده تا کنون قريب سيصد هزار تن جان خود را از دست دادند و دو و نیم میلیون نفر آواره شده اند. در حکم جديد٬ برخلاف هشت ماه پيش٬ قضات دادگاه لاهه اتهام نسل کشى را از ليست اتهامات عمر البشير حذف کرده اند. آنها اعلام کرده اند که دلائل کافى مبنى بر کشتار "قوم خاصى" وجود ندارد.
واکنش عمر البشير به حکم دستگيرى جديد مانند گذشته بود. او اعلام کرد "حکم دادگاه حتی به اندازه جوهری که با آن نوشته شده ارزش ندارد٬ دادگاه لاهه ميتواند حکم بازداشت را در کوزه بگذارد"! اين واکنش از سر ترس و بى آيندگى بود نه از موضع قدرت و اعتماد بنفس. دراين ميان دولتهاى چين و جمهورى اسلامى در قبال اين حکم واکنش نشان دادند. جمهورى اسلامى که صدور چنين احکامى را به ضرر خود ميبيند٬ و در حال حاضر پرونده جلب اينترپل و دادگاه ميکونوس را دارد٬ و همينطور بدليل رابطه حسنه اش با دولت عمر البشیر٬ طبيعى است که چنين واکنشى نشان دهد. سران رژيم اسلامى در آئينه حسن البشير خود را ميبينند. جمهورى اسلامى نگران است که فردا امثال خامنه ای و رفسنجانی مشمول چنين حکمى شوند. نگرانى و هراس هر دو بجاست. حتى اگر اين دادگاه حکمش را اجرا نکند٬ روزى مردم آنها را محاکمه خواهند کرد.
شکافهاى موجود بين المللى و منطقه اى٬ محاسبات و منافعى که دولتهاى غربى و سازمان ملل و دولت چين و کشورهاى اتحاديه آفريقا دنبال ميکنند٬ همينطور پيامدهاى فورى اجراى اين حکم در سودان و ديگر کشورهاى آفريقائى٬ اجراى اين حکم را مانند احکام قبلى با دست اندازهاى سياسى مواجه ميکند. تقليل حکم عمر البشير در قياس با حکم هشت ماه پيش همين دادگاه٬ بيشتر تلاشى براى ايجاد يک تناسب سياسى جديد در سودان است تا به صندلى اتهام گذاشتن مسببين جنايت عليه مردم در دارفور. با فرض تمام اين ملاحظات و مسائل جانبى ديگر٬ بايد از نفس صدور چنين حکمى خوشحال بود.
موضع ما بعنوان يک حزب سرنگونى طلب و کمونيست اپوزيسيون جمهورى اسلامى و دشمن اسلام سياسى و تروريسم دولتى در قبال اين حکم دو جنبه دارد:
اول٬ ما از محاکمه جنايتکارانى مانند حسن عمر البشیر در دادگاههاى بين المللى استقبال ميکنيم. اگر بدست ما باشد٬ راسا اينها را محاکمه ميکنيم. حسن عمر البشیر خامنه اى سودان است. اگر خامنه اى مشمول اين حکم ميشد٬ ما بعنوان اپوزيسيون سرنگونى طلب کمونيست ضد جمهورى اسلامى خوشحال بوديم. ما بارها گفته ايم که سران جمهورى اسلامى بايد در دادگاههاى بين المللى بجرم جنايت عليه مردم غير نظامى محاکمه شوند. اين اما موضع ما در اپوزيسيون است و تلاشى است براى انزوا و تضعيف جمهورى اسلامى در سطح جهانى. ما انزواى رژيم اسلامى را به بند و بست دولتها با اين جنايتکاران ترجيح ميدهيم. درعين حال ما سياست مستقل ديگرى هم داريم. ما براى سرنگونى جمهورى اسلامى و محاکمه سران و کارگزاران جنايت عليه مردم توسط دادگاههاى منتخب و عادلانه حکومت کارگرى تلاش ميکنيم. در موقعيت قدرت سياسى موضع ما محاکمه جنايتکاران اسلامى توسط دادگاههاى عادلانه خود مردم است. اگر جريانى انقلابى و کارگرى در سودان وجود داشت و قدرت را در اختيار ميگرفت٬ موضع ما محاکمه حسن عمر البشير و مسببين جنايت در سودان توسط دادگاههاى عادلانه آن دولت انقلابى و کارگرى بود.
دوم٬ مسئله ديگر اينست که از نظر ما دادگاه جنایی بین المللی ارگانى در خدمت قدرتهاى حاکم دنياى امروز و منافع و اولويت هاى سياسى آنهاست. اگر واقعا چنين دادگاهى محل بررسى جرم و جنايت جنگى عليه بشريت و مردم بيدفاع بود٬ اگر آن اصول حداقل اعلام شده در منشور جهانى که مبناى هويت و کار اين دادگاه است واقعا اجرا ميشد٬ اگر استقلال اين دادگاه مورد سوال نبود٬ چرا نبايد بوش و بلر و امثال اولمرت و خامنه اى و سران ارتش و پارلمانترهاى متشخص غربى که در دهها جنايت در آفريقا و عراق و افغانستان و آمريکاى لاتين و هر گوشه دنيا مستقيما دست داشته اند٬ کنار امثال حسن عمر البشير و ميلوسويچ و ديگران محاکمه نشوند؟ تفاوت عمر البشير با بوش و بلر و اولمرت و خامنه اى و ديگران چيست؟ اين رياکارى و استاندارد دوگانه از کجا مى آيد؟
ما بعنوان جنبش سوسياليستى و انسانهاى آزاديخواه و خواهان اجراى عدالت و روشن شدن حقايق٬ از هر درجه تلاش براى افسار زدن به تبهکاران سياسى و نظامى استقبال ميکنيم. در عين حال ميدانيم بسيارى از کيس هاى دادگاه جنایی بین المللی هدفش نه اجراى عدالت بلکه گوشه اى از اعمال قدرت طرف پيروز در يک جنگ وسيع تر است. ما طرف هيچکدام از اين اردوهاى تروريستى و قوانين شان نيستيم. با هر دو در تقابل ايم. درعين حال تلاش داريم راسا و توسط انقلاب پيروزمند کارگرى به موضوع جرم و جنايت عليه بشريت در دادگاههاى عادلانه٬ و صرفا براى کشف حقيقت و عبور از آنها و نه انتقام٬ به اين سوال پاسخ دهيم. سياست ما از امروز تا استقرار حکومت کارگرى اينست که از زاويه منفعت جنبش مان و اصول انسانى مان و مواضع روشن سياسى و طبقاتى مستقل مان به اين موضوعات برخورد کنيم. به همين اعتبار اگر اين دادگاه بجاى حسن عمر البشير حکم جلب و دستگيرى کليت "دستگاه حکومتى جمهورى اسلامى" و امثال خامنه اى را صادر ميکرد٬ ما از اين موضوع به نفع گسترش جنبش آزاديخواهانه براى سرنگونى انقلابى جمهورى اسلامى بهره ميبرديم.
بشريت آزاديخواه در جهان بايد صدور اين حکم را مبنائى براى محاکمه کليه جنايتکاران دولتى و غير دولتى عليه مردم بيدفاع و ارتقا حقوق مدنى و امنيت و حرمت انسانى کند که در متن جنگ تروريستها هر روز لگد مال ميشوند.
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٩ مارچ ٢٠٠٩ – ١٨ اسفند ١٣٨٧
توزيع پيام حزب
بمناسبت ٨ مارس در تهران!
بنا به خبر دريافتى٬ عصر روز شنبه هفدهم اسفند ماه در تهران٬ يک تيم تبليغاتى حزب اتحاد کمونيسم کارگرى بمناسبت ٨ مارس روز جهانى زن مناطقى از شهر را زير پوشش تبليغاتى خود قرار دادند.
در این اقدام صدها نسخه از پيام حزب با عنوان؛ "آزادی و برابری زنان در گرو مبارزه ای همه جانبه علیه نظام حاکم" توزيع گرديد. مناطق فلکه اول و دوم آریاشهر و خیابانهای اطراف٬ خیابان ستارخان تا میدان توحید و خیابانها و محلات اطراف تحت پوشش تيم تبليغاتى حزب قرار گرفت. بنا به گزارش در برخی مناطق پخش بصورت علنى انجام شده و مورد استقبال قرار گرفته است.
در روزهاى اخير و در آستانه ٨ مارس روز جهانى زن٬ تيمهاى تبليغاتى حزب در تهران٬ کرج٬ اروميه٬ پيرانشهر و ... با هوشيارى و سنجيدگى لازم تلاش کردند از جمله با توزيع اطلاعيه و شعار نويسى پيام ٨ مارس سوسياليستى را وسيعتر به ميان جامعه ببرند.
حزب به جملگى رفقا خسته نباشيد ميگويد. حزب بار ديگر روز جهانى زن را به آزاديخواهان و برابرى طلبان و جنبش سوسياليستى طبقه کارگر تبريک ميگويد.
زنده ٨ مارس!
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر سرمایه داری
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٨ مارس ٢٠٠٩ – ١٧ اسفند



شعار نويسى بمناسبت
روز جهانى زن در کرج
بنا به خبر دريافتى امروز جمعه ١۶ اسفند برابر با ۶ مارس٬ تيمى از فعالين حزب در شهر کرج با شعار نويسى به استقبال روز جهانى زن رفتند. دراين شعارها فشرده پيام حزب و سازمان آزادى زن منعکس ميشد. شعارها در مسير خيابانهاى مصباح٬ شاه عباسى٬ آبان٬ بهار٬ و ميدان شهدا تا چهار راه بهارستان بالاتر از خيابان طالقانى نوشته شد. لازم به ذکر است در چند روز گذشته تيمهائى ديگر از فعالين حزب در شهر کرج اقدام به توزيع گسترده بيانيه حزب بمناسبت روز جهانى زن کردند.
حزب٬ ابتکار و تلاش رفقاى کمونيست را ارج مينهد و به آنها خسته نباشيد ميگويد. روز جهانى زن به همه زنان و مردان برابرى طلب و جنبش بين الملل سوسياليستى مبارک باد.




شعارهای حزب به مناسبت روز زن بر دیوارهای پیرانشهر
فعالین حزب اتحاد کمونیسم کارگری در پیرانشهر روز جهانی زن را با شعار نویسی بر در و دیوار به مردم آزادیخواه پیرانشهر تبریک گفتند.
روز جمعه تعدادی از فعالین حزب اقدام به شعار نویسی در خیابانهای قدس٬ استقلال شرقی٬ و همچنین خیابان ١٥ خرداد کردند. ستم بر زن موقوف٬ سرکوب زنان ممنوع٬ نه به آپارتاید جنسی و زنده باد آزادی و برادری از جمله شعارهایی بودند که بر دیوارهای شهر نوشته شدند.
حزب از این رفقا
قدردانی میکند و یکبار دیگر روز جهانی زن را به تمامی مردم آزادیخواه و
برابری طلب و تمامی مدافعین آزادی زن تبریک میگوید.
مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٨ مارس ٢٠٠٩ – ١٦ اسفند
معلمان ارومیه٬ نقده٬ مهاباد و پیرانشهر نیز دست به اعتصاب زدند
اعتراض معلمان ادامه دارد
بنا به اخبار رسیده به حزب معلمان شهرهای ارومیه٬ نقده٬ مهاباد و پیرانشهر نیز در روز دوشنبه ٥ اسفند از حضور در کلاسهای درس خودداری کردند و بسیاری از کلاسهای درسی مدارس این شهرها به حالت تعلیق در آمد. در گزارشات قبلی نیز آمده بود که معلمان شهرهای شیراز٬ خمینی شهر٬ اردبیل٬ و همچنین بخشهایی از تهران و کرمان و خوزستان نیز علیرغم تلاش "کانون صنفی معلمان" دست به اعتصاب زده اند.
حزب تمامی معلمین آزادیخواه را به حمایت از این اعتصاب و مقابله با سیاستهای سازشکارانه "کانون صنفی معلمان" فرا میخواند. پیشبرد موفق مبارزه معلمان در گرو حاشیه ای کردن سیاستهای این "کانون" از سر راه برداشتن موانعی است که این جریانات دوم خردادی در مقابل توده معلمان قرار میدهد.
یک هدف این مبارزه باید شکل دادن به تشکل مستقل و توده ای معلمان باشد. مناسبترین تشکلی که بتواند به عنوان ظرف در برگیرنده مبارزه رادیکال و آزادیخواهانه معلمان عمل کند٬ تنها میتواند تشکل شورایی معلمان متکی بر جنبش مجامع عمومی معلمان در مراکز آموزشی باشد. حزب اتحاد کمونیسم کارگری تمام معلمان آزادیخواه را به برپایی مجامع عمومی خود در بطن اعتراض و اعتصاب معلمان و شکل دادن به تشکل شورایی خود فرا میخواند.
حزب اتحاد کمونیسم کارگری کارگران و تمامی مردم آزادیخواه و برابری طلب را به دفاع از این اعتصاب معلمان فرا میخواند. پیروزی معلمان پیروزی تمامی مردم آزادیخواه و برابری طلب است.
مرگ بر جمهوری اسلامی
مرگ بر سرمایه داری
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٢٤ فوریه ٢٠٠٩ – ٦ اسفندپیام حزب اتحاد کمونیسم کارگری به معلمان سراسر کشور
گامهایی برای پیروزی
معلمان آزادیخواه
اعلام اعتصاب سراسری از جانب "کانون صنفی معلمان ایران" امکانی است که شما معلمان آزادیخواه و برابری طلب بتوانید مبارزه ای هماهنگ و گسترده را برای تحقق خواستهای برحق خود به پیش ببرید. این حق شماست که در قرن بیست و یکم از یک زندگی انسانی و شاد و مرفه و برابر برخوردار باشید. خواهان افزایش حقوق و مزایای بسیار بالاتر از آن باشید که در حال حاضر دریافت میکنید. این حق شماست که از تامین اجتماعی برخوردار باشید٬ خواهان رسمی کردن تمام قراردادهای موقت کاری باشید. این حق شماست که در جامعه ای زندگی کنید که از هر گونه تبعیضی مبرا باشد. زن و مرد در قلمرو اقتصادی و اشتغال حرفه ای و تمام شئون زندگی بدون قید و شرط برابر باشند. خواهان در هم شکستن آپارتاید جنسی در جامعه و در محیط کاری خود باشید. این حق شماست که خواهان قوانین کار و بیمه های اجتماعی یکسان برای معلمان زن و مرد باشید. این حق شماست که خواهان کوتاه کردن دست مذهب از محیط های علمی و آموزشی باشید و اجازه ندهید که انواع و اقسام جهل و خرافه مذهبی ذهن کودکان و نوجوانان جامعه را مسموم کند. خواهان یک آموزش و پرورش سکولار و مدرن باشید. فقر و محرومیت را دون شان جامعه و خود بدانید. این حق شماست که حکومت اسلامی نخواهید.
معلمان آزدایخواه پیروزی شما در این مبارزه در گرو اقدامات زیر است:
١- یک رکن مبارزه برای تحقق خواستهای شما مقابله با تلاشهایی است که میکوشند شما را به کم قانع کنند. خواستها و مطالبتان را به قوانین و لوایح رژیم اسلامی و یا "مصوبات مجلس" محدود کنند. چنین گرایشاتی مدافعین واقعی حقوق و مطالبات شما معلمان نیستند. سیاستهای اصلاح طلبان حکومتی، دوم خردادی و "مشارکتی" ها، را نمایندگی میکنند. پیشبرد موفق مبارزه شما در عین حال در گرو حاشیه ای کردن این تلاشها و موانع و سازمان دادن به تشکل مستقل و توده ای معلمان است.
٢- مبارزه برای افزایش حقوق و مزایا و دستمزد مبارزه ای است که یک وجه دائم مبارزه طبقه کارگر است. سرنوشت این مبارزه نیز به همبستگی طبقاتی میان معلمان و کارگران و سایر مزدبگیران گره خورده است. تلاش برای جلب همبستگی کارگران در این مبارزه از اهمیتی حیاتی برخوردار است.
٣- مبارزه شما در عین حال مبارزه ای برای یک سیستم آموزش و پرورش سکولار و پیشرو است. در این مبارزه دانش آموزان و دانشجویان و هم چنین خانواده های آنها عمیقا ذینفع هستند. این نیروی عظیم اجتماعی را باید خطاب قرار داد و به این مبارزه دعوت کرد. پیشروی شما در عین حال پیشروی مردم برای یک آ۠موزش پرورش سکولار است.
حزب اتحاد کمونیسم کارگری از مطالبات برحق شما قاطعانه دفاع میکند. حزب٬ طبقه کارگر و تمامی مردم آزادیخواه و دانشجویان و دانش آموزان را به حمایت و همسبتگی از این مبارزه فرامیخواند.
علی جوادی
دبیر کمیته مرکزی حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٢٦ بهمن ١٣٨٧ – ١٤ فوریهاطلاعیه پایانی
پلنوم چهارم حزب اتحاد کمونیسم کارگری
پلنوم چهارم حزب اتحاد کمونیسم کارگری طی سه روز از تاریخ ٢۴ تا ٢۶ ژانویه با شرکت اکثریت اعضای کمیته مرکزی و تعدادی از کادرها، بعنوان ناظر، برگزار شد. پلنوم با سرود انترناسیونال و یک دقیقه سکوت بیاد جانباختگان سوسیالیسم و منصور حکمت کار خود را آغاز کرد. ابتدا آئین نامه تصویب و هیات رئیسه انتخاب شد. سپس دستور جلسه بدینقرار به تصویب رسید:
١- افتتاحیه٬
٢- اوضاع سیاسی بین المللی و ایران٬
٣- گزارش و بررسی عرصه های مختلف فعالیت حزبی در فاصله دو پلنوم و بحث پيرامون گزارش٬
۴- قطعنامه ها:
١-۴ روش برخورد سیاسی ما به "حزب کمونیست کارگری و "حزب کمونیست کارگری- حکمتیست"، ٢-۴ درباره عملکرد "کميته هاى کارگرى" و تاکیدی مجدد بر ايجاد تشکلهاى توده اى کارگرى،
٣-۴ درباره سندیکالیسم٬
۴-۴ بیانیه حزب اتحاد کمونیسم کارگری درباره نقش و جایگاه منصور حکمت٬
۵- اولویت های سیاسی و فعالیت های آتی حزب؛
- جنبش کارگری و جهت گیری اساسی ما٬
۶- انتخابات
٧- اختتامیه .در مبحث افتتاحیه علی جوادی به اوضاع بین المللی و بحران جهانی سرمایه داری پرداخت. وی اشاره کرد که شرایط بشدت تغییر یافته است و ما به پایان یک دوره رسیده ایم. دوره ای که با تهاجم ریگان و تاچر آغاز شد، سقوط بلوک شرق و تهاجم وحشیانه سرمایه داری به طبقه کارگر، آزادیخواهی و کمونیسم اوج آن بود و بحران عمیق و گسترده سرمایه داری نقطه پایان آن است. او اشاره کرد که شرایط بیش از هر زمان برای تعرض و عمل مستقیم کمونیستی مهیا است .
سپس پلنوم به بحث درباره جوانب مختلف این مبحث پرداخت. طی مباحث بر این نکته تاکید شد که باید ویژگی ها و اهمیت شرایط کنونی را برای مبارزه کمونیستی دریافت. اشاره شد که مبارزات طبقه کارگر جهانی پشتوانه ای برای مبارزه طبقه کارگر و کمونیسم در ایران برای کسب قدرت سیاسی است. بر نقش حزب بعنوان حزب کمونیستی کارگری که سنت منصور حکمت را دنبال می کند در این شرایط، بویژه در ایران، تاکید شد.
دستور بعدی به گزارش فعالیت های حزب در فاصله دو پلنوم اختصاص داشت. مسئولین هر عرصه گزارش خود را به پلنوم ارائه دادند و در مورد نقاط ضعف و قدرت حزب در هر عرصه صحبت و توجه حزب را به ملزومات رفع نواقص جلب کردند. رفقا نسرین رمضانعلی در مورد کمیته سازمانده، سیاوش دانشور در مورد تبلیغات، آذر ماجدی تشکیلات خارج کشور، سیروان قادری دفتر حزب در دفاع از حقوق پناهندگی، شهلا نوری مالی، مجید پستانچی در مورد وب سایت حزب و کمیته آی تی و مریم کوشا کمیته روابط بین الملل به پلنوم گزارش دادند . .نسرین رمضانعلی بر گسترش نفوذ حزب در میان فعالین کارگری و کارگران رادیکال – سوسیالیست تاکید گذاشت. وی گفت که این فعالین کارگری بر این نظر اند که حزب به روشنی دارای نفوذ است، اما باید این نفوذ گسترش یابد. نسرین رمضانعلی همچنین اشاره کرد که مساله ارتباط گیری با مشکلاتی روبرو شده است که باید در جهت رفع آنها سریعا اقدام شود. حزب در چند مبارزه کارگری دخالت فعال داشته است و نقش حزب در پیشبرد این مبارزات و احساس مسئولیت بالای حزب برای حفظ امنیت فعالین موجب توجه بیش از پیش فعالین به ما شده است. این احساس مسئولیت و عدم سکتاریسم دو فاکتور مهم در جلب فعالین کارگری به حزب است . طرح مساله کنترل کارگری از جانب حزب به بحث عمیق و گسترده ای در جنبش کارگری دامن زده و رهبران کارگری بسیاری را بخود جلب کرده است. مباحث و نقد حزب در مورد نهاد های کارگری که در خارج محیط کار شکل گرفته اند تاثیر مثبتی در میان فعالین کارگری داشته است. نسرین رمضانعلی در انتها اشاره کرد که ما احتیاج داریم نیروی بیشتری را بر این عرصه از فعالیت متمرکز کنیم. مشکلات و کمبود های مالی حزب نیز یک مانع جدی در گسترش نفوذ حزب در میان نه تنها جنبش کارگری، بلکه جنبش های اجتماعی رادیکال دیگر است .
سیاوش دانشور در مورد انتشار نشریه برای یک دنیای بهتر و انتشار اطلاعیه های حزبی به پلنوم گزارش داد. نشریه برای یک دنیای بهتر کماکان محبوب تر شده است. مباحث آن توسط بخش وسیعی از فعالین کارگری و نیروهای چپ و اپوزیسیون مطالعه می شود و به مباحث داغی در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی دامن می زند. حزب در این مدت بطور متوسط دو سه اطلاعیه در روز منتشر کرده است. یک نکته قابل توجه این است که تماما منابع خبری این اطلاعیه ها رفقای حزبی ما هستند. بدنبال انتشار اطلاعیه هشدار حراست ایران خودرو در مورد نقش حزب در اعتصابات کارگری، اخیرا حراست این کارخانه در یکی از اطلاعیه های حزب دخل و تصرف کرده است و اطلاعیه جعلی را با نام و امضاى حزب به چاپ رسانده و در میان کارگران پخش کرده است. به ابتکار رفقای حزب اطلاعیه های حزب اکنون در بخش هایی از کشور توزیع می شود. بغیر از اطلاعیه های حزبی، بیانیه حزب در مورد فقر و در مورد انجماد دستمزد کارگران نسبتا وسیع در محلات کارگری پخش شده است. با اطمینان باید اعلام کرد که حزب در میان جنبش کارگری توجه ویژه جلب کرده است .
آذر ماجدی به موانع سازماندهی فعالیت و ساختن ساختار حزبی در خارج اشاره کرد. وی گفت که فعالیت در خارج طی این مدت چندان رضایت بخش نبوده است. رفقای حزبی در انگلستان، کانادا و سوئد موفق شده اند چند آکسیون سازمان دهند. جلسات آموزشی کار خود را آغاز کرده اند، اما هنوز روتین نشده و باید مرتبا گسترش یابد. اعضای جدیدی در انگلستان، سوئد، سوئیس، هلند و ترکیه به حزب جلب شده اند. مساله مالی و درگیری کادرها در فعالیت های متنوع حزبی دو رکن اصلی کندی پیشرفت فعالیت در خارج کشور ارزیابی شد.
مجید پستنچی به پلنوم در زمینه فعالیت کار کمیته آی تی و وب سایت حزب گزارش داد. وی گفت که خوشبختانه رژیم اسلامی هنوز موفق نشده است که وب سایت حزب را فیلتر کند. اما تاکنون دو بار سرور سایت را مورد حمله قرار داده است که هر بار چند روزی کار وب سایت مختل شد. تلاش برای در دسترس نگاه داشتن سایت در داخل کشور، انرژی و وقت زیادی را طلب میکند. بازدید کنندگان سایت گسترش پیدا کرده اند. بویژه روز پنجشنبه، روز بعد از انتشار نشریه برای یک دنیای بهتر، تعداد بازدید کنندگان سایت بسیار افزایش پیدا میکند. بطور متوسط روزهای پنجشنبه سایت حدود ۴٣ هزار بازدید کننده دارد. جالب اینجاست که از نقاط حتی دور افتاده کشور به سایت رجوع میشود .سیروان قادری در زمینه پیشرفت کار دفتر حزب در دفاع از حقوق پناهندگی، بویژه در ترکیه اشاره کرد. وی گفت که فعالیت های این دوره حزب تاثیرات بسزائی در کمک به پناهجویان داشته است. سازمان عفو بین الملل و دفتر سازمان ملل در ترکیه اکنون با ما در مورد برخی پرونده ها تماس می گیرد و به نامه های اعتراضی ما سریعا پاسخ می دهد.
شراره نوری در مورد فعاليت دبيرخانه و ميزان آمار ارسال نشریات و اطلاعیه های حزبی به یک لیست وسیع گزارش داد. و مریم کوشا گفت که کار ترجمه اسناد حزبی آغاز شده و سایت انگلیسی حزب راه اندازی شده است. اما پیشرفت کار بعلت کمبود نیرو بسیار کند بوده است .پس از پایان گزارشات بحث و پرسش در مورد آنها آغاز شد. در مجموع کلیه رفقا بر این نکته تاکید داشتند که حزب اتحاد کمونیسم کارگری بعنوان یک حزب جدی، فعال و رادیکال در میان اپوزیسیون، جنبش کارگری و جامعه بطور کلی تثبیت شده است. یک نکته بسیار مهم این است که حزب بعنوان حزب کمونیستى کارگری که بر سنت منصور حکمت پای میفشارد و بعنوان مدافع سرسخت نظرات، سبک کار و سنت منصور حکمت شناخته شده است .
در روز دوم پلنوم با بحث در مورد قطعنامه ها آغاز بکار کرد. ابتدا آذر ماجدی قطعنامه برخورد سیاسی ما به "حزب کمونیست کارگری" و "حزب کمونیست کارگری- حکمتیست" را معرفی کرد. این یکی از اسناد مهم مصوب پلنوم چهار است. بدنبال بحث مفصل در این مورد، قطعنامه باتفاق آراء به تصویب رسید. نسرین رمضانعلی قطعنامه درباره عملکرد "کميته هاى کارگرى" و تاکیدی مجدد بر ايجاد تشکلهاى توده اى کارگرى، علی جوادی درباره سندیکالیسم و سیاوش دانشور بیانیه حزب درباره نقش و جایگاه منصور حکمت را معرفی کردند. هر چهار سند به اتفاق آراء به تصویب پلنوم رسیدند .
در مبحث اولویت های سیاسی و فعالیت آتی حزب رفقا فعالانه دخالت کردند. همه بر گسترش فعالیت حزب چه در داخل کشور و چه در خارج تاکید داشتند. تحکیم تصویر حزب به عنوان یک حزب سیاسی مدعی قدرت سیاسی، در دسترس قرار دادن هر چه بیشتر حزب و در این راستا تلاش برای گسترش برنامه های تلویزیونی و رادیویی حزب، گسترش توان مالی حزب بعنوان کلید گسترش فعالیت های حزب، تحکیم ساختار حزبی و تمرکز بیشتر بر نقد دائمی اپوزیسیون از نکات مورد اشاره در این بخش بود. رفقا بر نقش موثر و چشمگیر حزب در نقد اپوزیسیون، ناسیونالیسم پرو غرب، ملی – اسلامی ها و احزاب موسوم به کمونیسم کارگری و انعکاس مثبت این نقد ها در جامعه تاکید گذاشتند .
مبحث بعدى انتخابات بود. علی جوادی به اتفاق آراء بعنوان دبیر کمیته مرکزی انتخاب شد و رفقا سیاوش دانشور، نسرین رمضانعلی، مریم کوشا، آذر ماجدی، سعید مدانلو و شهلا نوری بعنوان اعضاى دفتر سیاسی حزب انتخاب شدند .
پلنوم چهارم حزب اتحاد کمونیسم کارگری با موفقیت کامل پس از سخنان اختتامیه علی جوادی و پخش سرود انترناسیونال به پایان رسید .
در این سه روز علاوه بر جلسات رسمی پلنوم، سمینارهایی در رابطه با مسائل جنبش کمونیسم کارگری نیز برگزار شد. کلیه رفقا فعالانه در این مباحث شرکت داشتند. این سمینارها مباحث بسیار جالب و داغی را طرح کرد و به بحث گذاشت .
در پايان پلنوم جلسه دفتر سياسى برگزار و هيئت دائر دفتر سياسى انتخاب شد. آذر ماجدى٬ على جوادى و سياوش دانشور بعنوان اعضاى هيئت دائر حزب انتخاب شدند.
٢٨ ژانويه

